مازندران
چرا زبالهسوزها در شمال کشور به سرانجام نمیرسند؟!
شناسه خبر: 43782 سرویس: استانها
درباره معضل زباله استانهای شمالی سؤال اینجاست کهچرا کاری که در کلان شهرها به سرانجام رسید، در شهرهای شمالی ناکام است؟! سؤال دوم اینکه چرا هزینه بسیار سنگین و هدررفتنی انتقال زباله پرداخت میشود، اما هزینه تکمیل زبالهسوزها به دولت واگذار میشود؟!
زباله، معضل زیست محیطی شمال کشور، سالهای سال است که زباله، به تهدیدی محیط زیست شمال و مشخصا” مازندران مبدل شده و تمام شهرها و حتی روستاهای مازندران بطور جدی درگیر چگونگی مواجهه با این معضل شاید فراتر از زیست محیطیاند؛ چرا که این روزها شاهد تجمعات، طومارها، مراجعات، تنشها، مقالات، مکاتبات، اعتراضات و حتی واکنشهای تخریبی و تهییجی در مناطق آلوده به زبالهایم.
البته نمیتوان انکار کرد که همواره احتمال تحریک طیفهای تأثیرپذیر از افراد و جناحهای سیاسی و رقبای مدیریتی نیز مطرح است، اما از مباحث و تنشهای مقطعی که بگذریم، ما نمیتوانیم و نباید این معضل ضدبهداشتی، ضد رفاهی، ضد محیط زیستی و ضد زندگی اجتماعی را به مسائل حاشیهای گره زده و از شدت پیگیری آن بکاهیم.
جالب اینجاست که این معضل برای بلاد کبیرهای مثل تهران و تمامی کلان شهرها با مشارکت بخش خصوصی حل شده و حتی بخاطر تولید محصولات قابل ارائه به شهروندان مثل تولید کالاهای خاص و حتی برق و غیره، به درآمدی پایدار ارتقاءیافته تا جائیکه بحث خرید زبالههای خاص که در مبدأ تفکیک می شوند، بطور جدی مطرح و نیز در حال اجراست و این روزها مخصوصا” در ادبیات کشورهای پیشرفته جهان از آن به طلای کثیف تعبیر میشود!
جریان گرفتن شیرابهها در سطح زمین و تخریب اراضی و خاک این مناطق، آلوده سازی سفرههای آب زیرزمینی، انتشار بیماری های ناشناخته توسط حشرات موذی و حیوانات به انسانها مخصوصا” کودکان، انتشار بوی تعفن شدید و غیرقابل تحمل در روستاهای پیرامونی و جاده ها و تسریع روند مهاجرت، ایجاد دریاچههای فاضلابی، بیماری دامها، تخریب کشاورزی و دامداری، نازیباییهای منجر به فرار گردشگران و تخریب زمینههای رسد صنعت توریسم در آن مناطق و سایر آلودگیها به اضافه ایجاد مافیاهای زباله که در آمد باورناپذیری را به جیب میزنند، در ردیف مصائبی است که هم اهالی مناطق آلوده و هم شهرنشینان و سایر هموطنان را میآزارد.
جالب اینجاست که در گذشتههای نه چندان دور، هیأتهای زیادی به کشورهای مختلف مخصوصا” اروپایی سفر کرده و با عناوین پرطمطراق از احداث کارخانجات کمپوست و تبدیل زباله به فراوردهها و محصولات استراتژیک خبر داده و حتی گاهی مدعی انعقاد قرارداد و خرید قطعات و مرحله انتقال و معطلی پست گمرکات خبر میدادند و سقف وعدههای آنها نیز غالبا” زیر یک سال بود و ما در اینجا با باور چنین ادعاهایی، جنگ منطقهای و شهری راه انداخته که مثلا در کدام منطقه احداث نشود و جالبتر اینکه طوری صحبت میشد که این کارخانهها قدرت بلع زباله چندین شهر را دارند و به همین خاطر مرحله تخصیص اراضی هکتاری هم انجام شد و در مواردی شاهد کاروان قطعات هم بودیم که نهایتا” کمپوستها به کارخانجات زباله سوز تنزیل یافته و تازه همین زبالهسوزها هم به فرجام نرسیدهاند و کار به جایی رسید که کاسه صبر اهالی مناطق زباله پذیر لبریز شده و اعتراضات شدت گرفت.
سؤال اینجاست کهچرا کاری که در کلان شهرها به سرانجام رسید، در شهرهای شمالی ناکاماند؟!
سؤال دوم اینکه چرا هزینه بسیار سنگین و هدررفتنی انتقال زباله پرداخت میشود، اما هزینه تکمیل زبالهسوزها به دولت واگذار میشود؟!
ضمنا چرا این معضل دقیقا در مرحله انتقالی و جابجایی شهردارها برجسته میشود؟! به هر حال آلودگی زباله در شمال، هم گریبانگیر جنگلها، کوهستانها، رودخانه ها، دریا و سواحل، حاشیه بیابانها، مراتع و سایر مناطق طبیعت بکر مازندران شده است.
راهکار موقت همین تکمیل کارخانجات زبالهسوز و راهکار درازمدت، تأسیس کارخانجات کمپوست و درآمدزایی از زبالهها و به عبارتی تبدیل تهدید به فرصت جدید است.
اما ماندگارترین راهکارها، فرهنگ سازی برای کاهش تولید زباله و نیز تفکیک زباله در مبدأ و عدم اختلاط زباله های خطرناک بیمارستانی با زبالههای متعارف و همکاریهای استراتژیک عملیاتی و فرهنگی دائمی با سازمانهای پسماند در شهرهاست و البته سازمانهای مردم نهاد نیز مینوانند با بسیج میدانی اعضاء و فعالان زیست محیطی، نقشآفرینیهای کلیدی داشته باشند.
همه این راهکارها با همدلی و همکاری نمایندگان مجلس، شوراها، مسؤولان استانی و ملی و نیز میدانداری رسانههای استانی قابل انجام خواهد بود.
یادداشت از: صادقعلی رنجبر، مدرس دانشگاه