تحلیلی
مروری بر سخنرانی اخیر رئیس جمهور اسبق کشور؛
شناسه خبر: 76340 سرویس: سیاسی
آنچه بیش از هر چیز در سخنرانی دیروز خاتمی جلوه میکرد تاکیدش بر نابودی طبقه متوسط به علت فشارهای اقتصادی و در نتیجه افزایش خشونت بود. تاکید بر نابودی و تبخیر طبقه متوسط توسط محمد خاتمی از چند جهت مهم و قابل بررسی است.
حضور کم و ممنوع التصویری محمد خاتمی در این سالها باعث شده هر سخنرانی و نامه ای توسط او به شدت مورد توجه واقع شود. گاه این سخنرانیها و عکس العملهای سیاسی واقعا خنثی بوده اند و گاه نیز نشانه یک اتفاق سیاسی مهم در دل جنبش اصلاحات ایران. به نظر میرسد که سخنرانی کوتاه اخیر رئیس جمهور اسبق ایران از نوع دوم بوده است.
آنچه بیش از هر چیز در سخنرانی دیروز خاتمی جلوه میکرد تاکیدش بر نابودی طبقه متوسط به علت فشارهای اقتصادی و در نتیجه افزایش خشونت بود. تاکید بر نابودی و تبخیر طبقه متوسط توسط محمد خاتمی از چند جهت مهم و قابل بررسی است که سعی میکنیم در این گزارش به آنها اشاره داشته باشیم.
طبقه متوسط چیست؟
جامعه شناسان طبقه متوسط را یک طبقه اجتماعی میدانند که شامل افراد بسیاری در مشاغل مختلف میشود که از نظر ارزشهای فرهنگی بیشتر مشابه طبقه بالا و از نظر درآمد بیشتر مشابه طبقه پایین جامعه هستند. این تعریف شاید خیلی کلاسیک باشد. امروزه طبقه متوسط تعریفی فراتر از این دارد. با این حال، شاید تعریف دقیق و حدی این اصطلاح ممکن نباشد. شاید بهتر باشد این طبقه را از طریق مصادیقش تعریف کنیم. طبقه متوسط معمولا شامل طبقه کارمند شهری میشود که درآمد ماهانه اش تا حدی هم سطح طبقه پایین(شاید کمی بالاتر) اما فرصتهای حیاتی اش بیشتر از آنها است. به طور مثال، یک معلم شاید درآمدش با یک کارگر معمولی برابر باشد اما فرصتهای بیشتری برای ظهور استعدادهای حیاتی خود دارد. او به تئاتر میرود، روابط اجتماعی و دوستانه بالایی دارد، کتاب میخواند، زبان بلد است، گاه به سفرهای خارجی میرود و در کل قدرت ظهور بیشتری دارد.
طبقه متوسط طیف وسیعی را شامل میشود. از دانشجویان گرفته تا کارمندان ادارات و بازاریان شهری. با این حال، یک چیز برای همه آنها صادق است. افزایش درآمد آنها به معنی افزایش فعالیتهای اجتماعی و کاهش درآمد آنها به معنی کاهش حیات شهری و جمعی است. این در حالی است که معمولا طبقه پایین جامعه به علت فشار کاری شدید و نداشتن زمان و مهارت لازم قدرت ظهور منویات خود را ندارند.
طبقه متوسط در تاریخ ایران و شکلگیری طبقه متوسط مدرن
طبقه متوسط همیشه در تاریخ ایران نقش برجسته ای را ایفا کرده است. با بررسی تاریخ ایران میبینیم که این طبقه (که شامل خاندان های مهم و دبیران و وزیران برجسته حکومتهای مختلف بوده است) نقشی تعیین کننده در تحولات سیاسی و تاریخی داشته. در دوران معاصر، شکل این طبقه تا حدی تغییر میکند. با آغاز عصر ناصری و آشنایی ایرانیان با غرب و تغییر ساختار اجتماعی قبیله ای و ایلیاتی ایران، طبقه ای به عنوان بازاریان و تجار شکل میگیرد. اعضاء طبقه فارغ از اینکه به کدام ایل، طایفه، زبان یا نژاد تعلق داشته باشند، با همدیگر روابط وثیق و محکمی داشته اند. همین ارتباط محکم باعث شکل گیری طبقه متوسط جدید میشود. با افزایش مراودات ایران و غرب و افزایش سفرهای خارجی شهروندان ایرانی و ظهور ایده بیداری ایران، یک طبقه کوچک به نام روشنفکران هم شکل میگیرد که ضمیمه توده بازاری طبقه جدید متوسط شده و این طبقه را پربارتر و به اصطلاح چاقتر مینماید.
این طبقه جدید، نهایتا انقلاب مشروطه را به وجود میآورد. بعد از انقلاب مشروطه و به خصوص ظهور رضاشاه و مدرن سازی ایران است که این طبقه متوسط خود به دو طبقه تقسیم میشود: الف. طبقه متوسط سنتی(بازاریان) ب. طبقه متوسط مدرن(روشنفکران). با گذشت زمان، بزرگ شدن تهران، احداث کارخانهها و ظهور طبقه شهرنشین جدید، طبقه متوسط مدرن چاقتر و ذینفوذتر شده و با ایجاد طبقه دانشجویان عملا به عنوان یکی از اصلیترین طبقه ایران ظهور میکنند.
انقلاب اسلامی و دو گانه پایین(احمدی نژاد) و متوسط(خاتمی)
بعد از انقلاب اسلامی و با ظهور برخی چهرههای چپ گرا و شعارهایی مانند پیروزی مستضعفین، این طبقه متوسط جدید کمی ضربه میبیند. با پایان جنگ تحمیلی و بعد از گذشت عصر سازندگی، این محمد خاتمی است که دقیقا به پتانسیل این طبقه (که بعد از انقلاب تغییراتی هم کرده است) پی برده و با دادن وعدههایی سبد رای اعضا آن را به دست میآورد.
پیروزی خاتمی در انتخابات ریاست جمهوری که با عنوان پیروزی جنبش 2 خرداد مشهور است، فضای ایران را کاملا تغییر داده و عملا ایران را تا مدتها وارد نوعی تضاد دیالکتیکی میکند. جنبش اصلاحات هر روز بیشتر به سمت طبقه متوسط پیش میرود و همزمان بدنه اصول گرایان که هنوز به ارزشهای ابتدایی انقلاب پای بندند، با شعارهایشان از درون باعث تقویت طبقه پایین جامعه میشوند. در نهایت، در سال 1384 که سال پایانی قدرت گیری خاتمی است، نوعی تنش بالقوه اجتماعی در ایران شکل میگیرد.
با ورود محمود احمدی نژاد به بازی قدرت، این تنش بیشتر میشود. احمدی نژاد از خشم و محرومیت طبقه پایین استفاده کرده و سبد رایش را به خوبی جذب میکند. با قدرت گیری احمدی نژاد، حملات به طبقه متوسط اوج میگیرد. فشارهای اقتصادی و فرهنگی به این طبقه بیشتر و بیشتر میشود و این طبقه نهایتا تبدیل به گروهی ناراضی میشوند. دیالکتیک طبقاتی در ایران در سال 1388 و انتخابات ریاست جمهوری اوج میگیرد. طبقه متوسط به موسوی و طبقه پایین به احمدی نژاد متمسک میشوند. احمدی نژاد رای میآورد و جامعه وارد یک تنش چند ساله میشود.
روحانی و نحیف شدن شدید طبقه متوسط
با قدرت گیری حسن روحانی بسیاری معتقد بودند یک بار دیگر نوبت به طبقه متوسط رسیده است که عنان را به دست بگیرد. توافق هستهای، افزایش قدرت خرید، کاهش نسبی تورم در سالهای ابتدایی دولت روحانی، طبقه متوسط را تا حدی راضی کرده بود. با این حال، با آغاز دور دوم ریاست جمهوری روحانی در سال 96، خروج آمریکا از برجام، بی تدبیری دولت در پیشبرد اهداف اقتصادی و افزایش وحشتناک تورم، ناگهان نارضایتیها از روحانی اوج میگیرد.
طبق پازل دیالکتیکی مطرح شده، اکنون نوبت طبقه پایین جامعه بود که به قدرت برسد. اما در سال 96 اتفاقی افتاد که همه چیز را تغییر داد. فاجعه اقتصادی دولت به حدی بود که حالا طبقه متوسط با طبقه پایین یکی شده بودند. فشار اقتصادی به طبقه متوسط در این سالها به حدی بود که آنها نیز به سمت طبقه پایین حرکت کردند. کافی است به یک نمونه اشاره کنیم. طبق گفته معاون وزارت بهداشت در سال 1398 حدود 80 درصد مردم توان مراجعه به بیمارستان خصوصی را ندارند؛ 15 تا 17 درصد مردم با استفاده از بیمه تکمیلی و 3 تا 5 درصد مردم با خیال راحت و خرج خودشان به بیمارستانهای خصوصی مراجعه میکنند.
این به خوبی نشان میدهد که در طول این سه سال، طبقه متوسط تا چه حد نحیف شده است. طبق ادعای وبگاه ایندیپندنت در سالهای اخیر، 3 تا 5 درصد از شهروندان ایرانی در طبقهی ثروتمند، 15 تا 17 درصد در طبقه متوسط بالا و بقیه در طبقه کم درآمد قرار میگیرند.
لاغر شدن طبقه متوسط باعث شد نوعی طبقه جدید در ایران شکل بگیرد. طبقه ای که بین طبقه متوسط و پایین قرار دارد. به لحاظ خانوادگی، فرهنگی و جایگاه اجتماعی متوسط اما به لحاظ اقتصادی پایین است. به طور مثال، یک معلم یا دانشجو یا فروشنده شهری را در نظر بگیرید. این افراد دانشگاه رفته اند، در شهر زندگی میکنند، موبایل دارند، سفر خارجی رفته اند و تمام سوابق یک عضو طبقه متوسط را دارند اما درآمدشان در سه سال اخیر به حدی پایین آمده که دیگر قادر نیستند به اهدافشان برسند. آنها متوسط هایی هستند که دیگر در طبقه خود حضور ندارند. پرواضح است که اعتراض این شبه طبقه به مراتب خشونت بارتر است. به همین دلیل است که میتوان گفت، دقیقا همین طبقه است که در سال 96 و 98 دو حرکت اعتراضی را شکل دادند؛ حرکتهایی خشن که باعث آسیب های فراوانی شد.
معمای خاتمی؛ شاید نباید از روحانی حمایت میکردیم!
حالا محمد خاتمی که خود بخشی از فرایند فوق الذکر بوده است، نسبت به آینده این فرآیند هشدار میدهد. وقتی او از کوچک شدن طبقه متوسط سخن میگوید در واقع به این اشاره دارد که سبد رای اصلاحات در حال کوچک شدن و سبد رای اصول گرایان یا فردی مثل احمدی نژاد در حال بزرگ تر شدن است.
البته بدون شک محمد خاتمی و اصلاحات در کوچک شدن طبقه متوسط موثرند، چرا که اولا خود بخشی از مجریان سیاست در این سالها بوده اند و ثانیا، از دولت اول و دوم حسن روحانی به شدت حمایت کردهاند؛ با این حال، شاید خاتمی هیچگاه گمان نمیکرد که پازل طبقه پایین و متوسط به چنین انحرافی کشیده شود. اگر همه چیز درست پیش میرفت شاید بعد از روحانی نوبت به یک حامی طبقه پایین میرسید و بعد مجددا قدرت به اصلاح طلبان حامی طبقه متوسط انتقال مییافت. اما اتفاقاتی که در این 3 سال رخ داد به خوبی نشان داد که ماجرا پیچیدهتر از این حرفهاست. اصولا دیگر طبقه متوسطی قدرتمندی وجود ندارد که بخواهد در سالهای آینده به اصلاحات رای بدهد. روی گردانی شدید طبقه متوسط دیروز (که بسیار نحیف و لاغر شده) از اصلاحات باعث شده خاتمی احساس نگرانی شدیدی کند. شاید او امروز به سال 96 فکر میکند و اینکه شاید بهتر بود حداقل بعد از پیروزی روحانی در انتخابات تصمیمات دیگری میگرفت.
منبع: خبر فوری